بافهٔ مو

  |   منبع

زیبایی اون بافهٔ مو

خوابو از این چشما گرفته

دستای من تو باغ یادش

یک خوشهٔ خرما گرفته

.

موهاشو وا کردم دوباره

من زیر اون نخلا نشستم

تا صب من و دستای گرمش

وقت سحر موهاشو بستم

.

هر شب من و تکرار این کار

با این خیال خوب شادم

می‌بینمش اینجا ولی نیست

من عقلمو از دست دادم

.

دستای من خالی خالی

نخل بلند و دست کوتاه

سهم من از شیرینی عشق

یاد و خیال و حسرت و آه

۴ مرداد ۱۳۹۴

Comments powered by Disqus