اقتدارگریزی فرهنگی و نقدی به شیوهٔ حکومت

مقدمه

میشه گفت این اولین مطلب من با زمینهٔ سیاسی هست. منظورم از اقتدارگریزی فرهنگی اینه که فردی که در جایگاه قدرت قرار گرفته، باورها، عقاید و سلایقش رو در موضوعات فرهنگی، هنری، اجتماعی، علمی و ... به افرادی که نسبت بهشون قدرت داره، تحمیل نکنه و تو ترویجشون اقتدار ایجاد نکنه. برای این نوع اقتدارگریزی هر چی گشتم عبارت بهتری از این پیدا نکردم، واسه همین از این عبارت تو این مطلب استفاده میشه.

در مورد اقتدارگریزی یا آنارشیسم کلی میشه مطلب نوشت و جنبه‌های مختلفش رو بررسی کرد. از جنبه‌های مختلف فلسفی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... میشه بهش نگاه کرد و در موردش مطالعه کرد. من می‌خوام تو این مطلب به ارتباط اقتدار و ترویج و تحمیل باورها بپردازم. به نظرم تحلیل این مورد برای «شناختن جنبه‌های فرهنگی مختلف که تو ایران و جاهای دیگه شاهدش هستیم» و «ارتباطش با دانش آزاد» مفیده.

توضیح

این اقتدارگریزی رو با یه فرض توضیح می‌دم، فرض کنید شما در جایگاهی قرار دارید که دارای قدرت هستید. در این وضعیت شما دو تا حالت براتون پیش میاد، این که از قدرت‌تون در راستای تحمیل باورها و علائق و سلایق‌تون به بقیه که نسبت به شما قدرت ندارند، استفاده کنید (یعنی یه جورایی اقتدار به خرج بدین) یا این که از این قدرت استفاده نکنید و به همهٔ افراد، اجازه بدین که باورها، علائق و سلایقشون رو بیان کنن. اگه دور و برتون رو نگاه کنید، می‌تونید بررسی کنید که افراد و گروه‌های مختلف کدوم راه رو انتخاب می‌کنن؟

یکی از مواردی که میشه در موردش صحبت کرد، حکومت ایرانه. افراد حکومت، نسبت به همهٔ افراد کشور قدرتمندتر هستند، و از این قدرت برای تحمیل هر چیزی که خودشون دوست دارن، به سایرین استفاده می‌کنن و میشه گفت اجازهٔ بیان چیزهایی رو که دوست ندارن به سایرین ندادن. این همون حق آزادی بیان هست که میشه در موردش مطالب خیلی زیادی نوشت. در نهایت این طرز برخورد، جَوی رو ایجاد کرده، که برخورد سلیقه‌ای رو از افراد غیرحکومتی هم می‌بینیم. خیلی از افراد فرهنگی، هنری رو دیدم که نسبت به همین برخورد سلیقه‌ای انتقاد داشتن. این اقتدار باعث میشه که هیچ وقت هیچ ایده‌ای به جز ایدهٔ افراد صاحب‌قدرت مطرح نشه یا در بهترین حالت به صورت محدود مطرح بشه و در نهایت منجر به عقب‌افتادن فرهنگی، هنری، علمی و ... میشه.

نمونه‌ای از رفتار حکومت، ترویج یک‌طرفه و در اصل تحمیل دین به افراد داخل این کشوره. این هم نوعی ایجاد اقتدار فرهنگی هست، شاید از دید خیلی از افراد دین و ترویجش کاری اخلاقی و خوب باشه، اما ایجاد این اقتدار درست نیست. در این مورد افراد اگه بخوان چیزی غیر از اون چیزی که حکومت می‌خواد، بگن، اول این که شانسی ندارن حرفشونو بزنن، چون این اقتدار جلوشون رو می‌گیره، (برای یه سری از رسانه‌‌ها از طرف حکومت مجوز داده نمیشه، و جاهایی مثل وب‌سایت‌ها هم فیلتر میشن) دوم این که این احتمال هم میره که حکومت در قبالشون برخورد جدی داشته باشه که این خودش باعث قوی‌تر شدن این اقتدار و ضعیف شدن بیان ایده‌های متفاوت در این زمینه توسط افراد جامعه میشه. در کل هم تحمیل دین توسط یه حکومت بده، و هم تحمیل بی‌دینی، چون هر دوی این موارد باعث ایجاد اقتدار میشن. این که افراد حکومت، پایبند به دین هستند به خودی خود بد نیست، این که این افراد اقتدار ایجاد کنن، باعث ایجاد مشکل تو جامعه میشه، و پویایی فرهنگی جامعه رو از بین می‌بره.

نمونهٔ دیگه‌ای از این اقتدار، نظارت بر نشر کتاب و سایر آثار فرهنگی تو ایرانه، مثلن من مواردی رو دیدم که تو یه سری کتاب شعر یه مصرع، یه بیت، چند بیت و ... رو حذف می‌کنن، یا این که اصلن کل کتاب رو چاپ نمی‌کنن و همین واژهٔ «مجاز» و «مجوز دادن» خودش نشونهٔ وجود اقتداره. مجاز نبودن چیزی نیست که برای افراد جامعه ضرر داشته باشه، یعنی چیزی که با دیدگاه افرادی که تو ارشاد هستن جور در نمیاد و میگن: جامعه هم حق نداره همچین چیزی رو بخونه.

نمونهٔ دیگه تو این زمینه فیلترینگ و سانسور اینترنته. برای توضیح این بخش سایت اشتراک تورنت پایریت‌بی رو مثال می‌زنم. سایت پایریت‌بی سایتی هست که افراد فایل‌های تورنت رو تو همهٔ زمینه‌ها با دیگران به اشتراک می‌ذارن. خب تو این سایت همه چیز پیدا میشه، و وقتی همه چیز پیدا بشه، احتمال این که از این همه چیز، چیزی باشه که یه فرد دوست نداشته باشه، یا با باورهاش در تضاد باشه خیلی بالا میره، و این خودش بهانه‌ای میشه که افراد اقتدارگرا که در جایگاه تصمیم‌گیری برای مردم نشستن این سایت و خیلی از سایت‌های دیگه رو مسدود کنن. یعنی یه سری آدمی که نسبت به باقی افراد قدرت دارند، جای افراد بالغ تصمیم می‌گیرند. در صورتی که درستش اینه که هر فرد بالغی برای خودش تصمیم بگیره و برای افراد نابالغ سرپرست‌های بالغشون تصمیم بگیرند. دسترسی به سایت‌های مسدود شاید با دور زدن این محدودیت‌ها اتفاق بیفته، اما هنوز افرادی هستند که بالا نشستن و می‌خوان از قدرتشون در راستای این که ما چی ببینیم، چی بشنویم و چی بخونیم استفاده کنن.

این نکته رو هم باید در نظر داشت که برخورد سلیقه‌ای ممکنه برای تک‌تک آدم‌ها اتفاق بیفته. به طور مثال وقتی یه فرد برگزارکنندهٔ یه کنفراس هست، برای انتخاب موضوعاتش نگاه سلیقه‌ای داشته باشه. بر فرض کنفرانسی حول محور نرم‌افزار آزاد هست، و فرد برگزارکننده به مباحث امنیت نرم‌افزار علاقه نداره، درست نیست که این سلیقه‌اش رو تو انتخاب موضوعات قابل ارائه وارد کنه و موضوعات امنیتی خوب رو حذف کنه. اگه بهتر نگاه کنیم اقتداری که در مورد حکومت هم در موردش صحبت کردم، یه نگاه کاملن سلیقه‌ای هست.

ارتباط با دانش آزاد

مثال حکومت برای این بود که هم یه نقدی مستدل به این شیوهٔ حکومت داشته باشم و هم به صورت عینی بگم که هر فرد، درستش اینه که وظیفه‌اش رو در جایگاه خودش به درستی انجام بده و از قدرتش برای مقابله دیگران، استفاده نکنه.

منظور از دانش آزاد آثاری در مورد دانش هست که به صورت آزاد (آزادی برای استفاده، تغییر و عرضهٔ مجدد) عرضه میشن، و افراد در گسترش این آثار می‌تونن آزادانه مشارکت داشته باشن یا این که به صورت مستقل گسترشش بدن. در اولین مطلب این وبلاگ سوالی که مطرح کردم این بود که آیا برای گسترش آزادی، افراد حاضر هستن به پروژه‌های دانش آزادی که بهشون علاقه ندارن کمک کنن؟ خب برخورد سلیقه‌ای و ایجاد اقتدار هم بررسی شد؛ نکتهٔ‌قابل توجه اینه که کسی که در زمینهٔ دانش آزاد فعاله، این نگاه سلیقه‌ای رو نداره، و نسبت به موردی که بهش علاقه نداره موضع نمی‌گیره، و اگه در جایگاه قدرت باشه، باهاش مقابله نمی‌کنه و حتا این امکان هست که برای گسترش آزادی به پروژه‌ای که بهش علاقه نداره کمک هم کنه. (البته این نکته رو هم در نظر داشته باشیم که هر فرد با هر عقیده‌ای و هر طرز نگرشی نسبت به دانش آزاد، این آزادی رو داره که به هر پروژه‌ای که دلش می‌خواد کمک کنه، من این ویژگی رو واسه فردی گفتم که فعال و ترویج‌دهندهٔ دانش آزاد هست.)

نمونه‌اش افرادی هستند که ویکی‌پدیا رو راه انداختند و می گردونند، اون‌ها کاری به این ندارند که مطلبی که من تو ویکی‌پدیا می‌نویسم چقدر با باورها و علائق و سلایقشون هم‌خونی داره. هدفشون اینه که دانش‌‌نامه‌ای آزاد در اختیار همهٔ افراد باشه و به همهٔ افراد اجازهٔ ویرایش میدن.

در قسمت مربوط به حکومت مثالی در مورد پایریت‌بی زدم، این طرز رفتار غیرمقتدارنه تو پایریت‌بی هم پیاده شده. مسلمن تورنتی در پایریت‌بی پیدا میشه که با باورها، علائق و سلائق هر فرد سازگار نباشه (چون تورنت هر چیزی اونجا پیدا میشه، از موسیقی درب‌وداغون گرفته تا موسیقی خوب و عالی و انواع و اقسام فیلم سریال و پورنوگرافی و نرم‌افزار آزاد و غیرآزاد و کرک‌شده و انواع کتاب و ...) و این در مورد ایجادکنندگان سایت هم صادقه، اما اون فرد برعکس طرز فکر اقتدارگرایانه، نمیاد بگه هر چی که من علاقه دارم، تو این سایت باشه و هر چی علاقه ندارم، چون من مدیر اینجا هستم، حذفش می‌کنم.

در واقع دانش آزاد، بر اساس همین اقتدارگریزی هست. هر حرکتی در زمینهٔ دانش آزاد انجام میشه ممکنه منجر به ترویج چیزی بشه که یه فرد باهاش مشکل داشته باشه یا از اون زمینه بدش بیاد یا این که به نظرش اون حرکت مضر باشه. ولی از طرف افرادی که دانش آزاد رو قبول دارند، هیچ مقابله‌ای صورت نمی‌گیره، چون هدف در دانش آزاد گسترش بدون مرز دانش به صورت آزادانه هست.

Comments powered by Disqus