چگونه پیش‌فرض‌های ذهنی مانع استقبال افراد از دانش آزاد می‌شود؟

  |   منبع

مقدمه

قاعدهٔ کلی آن است که اشخاص با وجود تمایل شدیدی که به تغییر دارند، در تغییر یک دیدگاه تثبیت‌شده به شدت کند عمل می‌کنند. ذهن انسان طبعی محافظه‌کار دارد و با تغییر مخالف است. تصوراتی که در گذشته به کار می‌آمده تا مدت‌ها پس از منسوخ شدن نیز همچنان در مواجهه با موقعیت‌های جدید به کار گرفته می‌شوند.

ریچاردز هیوئر، روان‌شناسی تحلیل اطلاعات

عدم استقبال از دانش آزاد

با توجه به مقدمهٔ این مطلب، پیش خودم این موضوع رو بررسی کردم که چرا در خیلی از موقعیت‌ها، افراد از دانش آزاد استقبال نمی‌کنن؟ یکی از جواب‌های ریشه‌ای این عدم استقبال اینه که مفاهیم دانش آزاد نوعی نگرش جدید و متفاوت با دیدگاه‌های مرسوم افراده. و این دیدگاه‌های مرسوم از ابتدا در محیط خانواده، جامعه و محیط‌های آموزشی مانند مدرسه و دانشگاه، طی زمان خیلی زیاد در ذهن افراد ثبت شده. برای همین تغییر دادن دیدگاه‌ها، به نحوی که نگرش متفاوت دانش آزاد مورد پذیرش واقع بشه، در افرادی که سالیان سال ذهنشون جور دیگه‌ای شکل گرفته سخت و بسیار کنده. و برخی از افراد هم کلاً تمایلی به بهبود دیدگاه‌ها ندارن.

یکی از اصول کلی‌ای که کمک می‌کنه انسان نوع دیدگاه‌های متفاوت رو درک کنه و در صورت منطقی بودن، اون دیدگاه‌ها رو بپذیره، داشتن ذهن باز، تفکر آزاد و عدم اتصال قوی به پیش‌فرض‌های ذهنیشه. در واقع فرد خودش به طور مدام پیش‌فرض‌ها و باورهاش رو نقد کنه، و بهبود بده. این فرد در صورت مواجه شدن با دیدگاه‌های جدید توانایی این رو داره که چرایی اون دیدگاه جدید رو بهتر تحلیل کنه.

با توجه به بحث‌هایی که تا الان راجع به دانش آزاد صورت گرفته، افراد در مواجهه با دانش آزاد یه سری پیش‌فرض دارن که خیلی از این پیش‌فرض‌ها به عدم استقبال افراد از دانش آزاد مرتبطه. در ادامه به چند تا از این پیش‌فرض‌ها اشاره می‌کنم.

مزیت رقابتی

افرادی بسته بودن دانش رو مزیت رقابتی می‌دونن. این پیش‌فرض این جوریه که افراد تصور می‌کنن شرکتشون یا گروهشون وقتی از یه دانش خاص برخورداره و دیگران به این دانش دسترسی نداشته باشن، اون‌ها می‌تونن از نظر تجاری از بقیه جلو بزنن. وقتی افراد با این پیش‌فرض با دانش آزاد مواجه میشن، نمی‌تونن دانش آزاد و فعالیت در این زمینه رو درک کنن.

این پیش‌فرض نادرست که بسته بودن دانش رو مزیت رقابتی می‌دونن تا جایی پیش رفته که هر گونه اطلاعات از جمله ایده‌ها رو هم دارای ارزش رقابتی می‌دونن، در صورتی که چیزی که برای یک شرکت می‌تونه ارزش‌آفرین باشه، خود دانش یا ایده نیست؛ بلکه نحوهٔ استفاده از دانش در تولید یک محصول یا ارائهٔ یک خدمت با کیفیت، ارزش‌آفرینه.

برای درک چرایی نادرست بودن این پیش‌فرض میشه به آینده نگاه کرد، آیندهٔ دنیایی رو تصور کرد که در اون دانش آزاد حرف اول رو می‌زنه، در دانش آزاد همهٔ افراد دنیا می‌تونن در گسترش دانش مشارکت داشته باشن، و همهٔ افراد هم می‌تونن از این دانش بهره‌مند بشن. در این حالت تمام شرکت‌ها و گروه‌ها به میزان بیشتری از دانش دسترسی دارن تا حالت بسته بودن دانش و رقابت. در این حالت با توجه به این که همهٔ افراد به میزان بیشتری از دانش دسترسی دارن، گروه‌هایی موفق‌تر می‌تونن عمل کنن که از دانش آزاد در جهت ارائهٔ یک محصول یا خدمت بهتر و با کیفیت‌تر، استفاده کرده باشن.

جدا از این موردی که گفتم بسته بودن دانش تنها هزینهٔ دسترسی به دانش رو بالا می‌بره، اگه گروهی به دانشی دسترسی داشته باشه، گروه رقیب هم می‌تونه با هزینه کردن به این دانش برسه، با توجه به بالا بودن هزینهٔ دسترسی به دانش، بیشتر از همه به ضرر اکثریت افراد دنیاست که ثروت چندانی ندارن. بسته بودن دانش این جا برای اکثریت مردم مزیت رقابتی نداره که هیچ بلکه براشون هزینه هم داره و به ضررشونه. در نهایت به نفع شرکت‌های بسیار ثروتمند دنیا تموم میشه.

مباحث مالی

یکی دیگه از پیش‌فرض‌های غلط دیگه اینه که برخی دانش آزاد رو مانع کسب پول می‌دونن، و سوال می‌پرسن که چجوریه که افراد بدون گرفتن پول در زمینهٔ دانش آزاد فعالیت می‌کنن؟ این که افراد بدون گرفتن پول در زمینهٔ دانش آزاد فعالیت می‌کنن نوعی کج‌فهمی از دانش آزاده. در دانش آزاد هم افراد می‌تونن در ازای فعالیت‌شون از دیگران پول دریافت کنن. به طور مثال: در دانش آزاد افراد بابت زمانی که صرف آموزش به دیگران کرده‌اند می‌تونن پول بگیرن و برای زنده موندن و ادامهٔ آموزش به این پول نیاز دارن اما برای در اختیار قرار دادن مجوز دسترسی به دانش مبلغی دریافت نمی‌کنن، چون خودشون از این دانش قبلا بهره‌مند شدن. موضوع آزاد بودن دانش هست، نه این که افراد پول بگیرن یا نگیرن. پس دانش آزاد نه تنها مانع کسب پول نیست، بلکه افراد می‌تونن با استفاده از دانش آزاد (در ازای آموزش یا ارائهٔ یک محصول یا خدمت) پول هم کسب کنن. حتی افراد ممکنه در کنار فعالیت‌های رایگان و داوطلبانه در زمینهٔ دانش آزاد، فعالیت‌هایی هم برای کسب پول داشته باشن.

مطرح کردن هم‌زمان دغدغه‌های مختلف

در خیلی از مواقع پس از ارائهٔ یک تصویر کلی از دانش آزاد به افراد، سوالات متنوعی در رابطه با دغدغه‌های مختلف پرسیده میشه. به طور مثال مسائل اقتصادی، مسائل اجتماعی، چگونگی فعالیت و ... . در این نوع این سوالات دغدغه‌های مختلف به طور همزمان و درهم‌تنیده مطرح میشن. و افراد سعی می‌کنن این دغدغه‌ها رو با توجه به پیش‌فرض‌هایی که از قبل داشتن تحلیل کنن و تحلیل خودشون رو در برابر تصویر کلی‌ای که از دانش آزاد بهشون ارائه شده قرار بدن. با توجه به این که درهم‌سازی دغدغه‌ها برای تحلیل یک موضوع روش درستی نیست، باید توجه داشت که دانش آزاد نوعی نگرش و روش متفاوته، و برای مسائل مختلف از جمله مواردی که مثال زدم، بر اساس دانش آزاد راهکار هست. روش درست اینه که بعد از دریافت تصویر کلی از دانش آزاد، یکی یکی سراغ دغدغه‌های مختلف رفت و بدون پیش‌فرض‌هایی که ممکنه آدم به دامش بیفته، جزییات این دغدغه‌ها رو تحلیل کرد.

تکیه بر ذهنیات و اشتباه گرفتن دانش آزاد

در مواردی هم افراد بعد از دریافت تصویر کلی از دانش آزاد، اون رو با الگوهای ذهنی قدیمی‌شون تبطیق میدن و در نهایت دانش آزاد رو با چیزهای که تصور می‌کنن دانش آزاد به اون‌ها شبیهه، اشتباه می‌گیرن. ممکنه دانش آزاد با پدیده‌هایی مثل مالکیت اشتراکی و کمونیسم، یا فعالیت خیریه‌ها اشتباه گرفته بشه. در این حالت ممکنه افراد برداشت اشتباه از دانش آزاد رو بپذیرن یا رد کنن. در واقع تکیه کردن بیش از حد به ذهنیات قدیمی ممکنه افراد رو به اشتباه بندازه. و تحلیل این که «دانش آزاد چه چیزی نیست؟» توسط افرادی که مفاهیم دانش آزاد رو توضیح میدن، هم لازمه.

جمع‌بندی

از دیدگاه من درک کردن دانش آزاد به عنوان روش و نگرشی متفاوت نیازمند عدم اتصال قوی به تصورات قدیمی و دیدگاه‌های تثبیت‌شدهٔ فرده. و شاید بهتر باشه افرادی که در مورد دانش آزاد با دیگران صحبت می‌کنن یا مطالبی می‌نویسن به این نکته خیلی بیشتر توجه و تاکید کنن. شاید تاکید بر این نکته، منجر استقبال بیشتر و درک بهتر و دقیق‌تر افراد از دانش آزاد بشه.

Comments powered by Disqus