اهمیت بیشتر دانش آزاد در ایران

به نظرم در جامعهٔ ایران موضوع دانش آزاد نسبت به نرم‌افزار آزاد یا آثار خلاقانهٔ آزاد اهمیت بیشتری داره. مواردی مثل نرم‌افزار آزاد، آثار خلاقانهٔ آزاد و ... هم بسیار مهم هستند ولی در ایران بیشتر از همه چیز به دانش آزاد نیاز هست. به طور مثال این که DRM قانون بدی هست درست؛ ولی این که اکثریت مردم ایران هیچ ایده‌ای نسبت به این که DRM چیه ندارند؟ خیلی بدتره. دلایل رو در ادامهٔ متن می‌نویسم.

اولین دلیل این که در ایران افراد این آزادی رو ندارند که در مورد هر دانشی که می‌خوان مطالبشون رو (حتی با کپی‌رایت) در اختیار دیگران قرار بدن، و تنها می‌تونند در چارچوب مورد تایید حکومت فعالیت کنند. و اگه بخوان چیزی رو خارج از این چارچوب ارائه کنند، اجازهٔ فعالیت قانونی نخواهند داشت. (این همون حق آزادی بیان هست)

دومین دلیل اینه که اگه بخوان در زمینهٔ بدون مجوز و ... فعالیت کنند و به طور مثال از بستر وب برای این کار استفاده کنند، باز هم اگه فعالیتشون در چارچوبی که حکومت تعیین کرده نباشه، حکومت از ابزارهای فیلترینگ و ... استفاده می‌کنه، و اگه فرد خیلی پیگیر باشه، برخوردهای سخت‌تر صورت می‌گیره. (این هم حق آزادی بیان هست و هم این که چرا یکی باید به خودش این اجازه رو بده که یه بستر آزاد رو کنترل کنه، در این مورد کلی باید آگاه‌سازی صورت بگیره که مردم از حق خودشون آگاه باشن)

سومین دلیل اینه که با توجه به محدودیت‌هایی که از طرف حکومت و همچنین رسانه‌ها ایجاد شده، مردم ایران نیاز بسیار زیادی به آگاهی و دانش دارند. پس اگه دانش آزادی تولید شه، خیلی به رفع این نیاز و مشکلاتی که ناشی از عدم آگاهی هست کمک می‌کنه.

چهارمین دلیل این که در ایران مردم از ابزارهایی (به طور مثال تلگرام) برای دریافت محتوا استفاده می‌کنند که برای این کار ساخته نشدند و کلی محدودیت دارند (به طور مثال پابلیک نبودن مطالب) و علاوه بر این تبدیل شدن به جایی برای انتشار محتوای زرد و اسپم.علت استفادهٔ بیش از حد مردم هم شاید به خاطر محدودیت‌هایی باشه که گفتم.

در کل مشکل دسترسی آزاد به دانش در ایران، نسبت مشکلات قوانین محدودکنندهٔ حق نشر، اذیت‌کننده‌تره.

و اما چرا دانش آزاد خیلی مهمه؟ تفکر دانش آزاد اینه که دانش به صورت آزاد در اختیار همه باشه و هر کسی از هر جایی بتونه به دانش دسترسی داشته باشه، در تولیدش مشارکت کنه و در انتشار مجدد هم آزادی داشته باشه. در مطلب قبلی چند روز پیش گفتم که فرهنگ آزاد می‌تونه راهکاری برای رفع شدن مشکل نظارت بر آثار فرهنگی باشه. در این مطلب هم میگم اگه در ایران محتواهای مناسبی در هر زمینه‌ای از دانش به صورت آزاد منتشر بشن، یعنی ما در زمینهٔ دانش آزاد فعال و مبلغ گسترش دانش آزاد باشیم، کمک می‌کنیم به رفع خیلی از مشکلاتی که علتش ناآگاهی و کمبود دانش در زمینه‌های مختلف هست. جامعه‌‌ای که نیاز اساسیش دسترسی آزاد به دانشه و امثال ما با گسترش دانش آزاد در بستر آزادی مثل وب، می‌تونیم دانش رو در دسترس همه قرار بدیم و علاوه بر این لازمه که با نظارت بر وب مخالفت کنیم و مردم رو از حقشون که وب باید براشون آزاد باشه آگاه کنیم.

و از همه مهم‌تر طرز فکر دانش آزاد بیشتر از همه به رفع شدن مشکلاتی که گفتم کمک می‌کنه، این که مردم به این نتیجه برسند که اگه دانشی دارند خیلی خوبه که اونو در جایی منتشر کنن که برای همهٔ مردم در دسترس باشه (به صورت آزاد در وب که همه می‌تونن بهش دسترسی داشته باشند) یا در تکمیل یه بخشی از یه چیزی که مشارکت در اون آزاده داوطلبانه فعالیت کنند، یعنی در پروژه‌های دانش آزاد مشارکت داشته باشند. در واقع این طرز فکر می‌تونه خیلی راه‌گشا باشه.

فرهنگ آزاد و مقابله با نظارت و کنترل از بالا

مقدمه

چند روز پیش یکی از دوستام یه بند از یه شعر چارپاره رو از یه شاعر معاصر بهم فرستاد. من ازش خواستم که شعر کامل رو بهم بفرسته، بهم گفت تو وبلاگ‌ها داره می‌گرده و جاهای مختلف توو بیت‌ها کم و زیاد دارن، دنبال شعر کامل هستم. من گفتم کتابی رو که این شعر توش هست دارم، کتاب رو مطالعه می‌کنم، هر جا توو کتاب سه‌نقطه گذاشته باشن یعنی وزارت ارشاد بیت یا بیت‌هایی از شعر رو حذف کرده. بالاخره با گشتن توو وبلاگ‌ها و مقایسه با کتاب به نسخهٔ کامل رسیدیم. سه بند از شعر توو کتاب حذف شده بود.

نظارت و کنترل از بالا

اتفاق آزاردهنده‌ای که می‌افته اینه که نهاد بالادستی که دارای قدرته، داره از قدرتش استفاده می‌کنه و مثل یه برادر بزرگ آثار فرهنگی رو کنترل می‌کنه و اون چیزی رو که دلش بخواد اجازه میده که چاپ و عرضه بشه و اون چیزی رو که دلش نمی‌خواد، جلوشو می‌گیره. مساله‌ای که افراد زیادی بارها به شیوه‌های مختلف بهش اعتراض کردن. منم تو مطلب «اقتدارگریزی فرهنگی و نقدی به شیوهٔ حکومت» به این مورد اشاره کردم؛ که هیچ کس این حق رو نداره که از قدرتش برای کنترل آثار فرهنگی استفاده کنه. درستش اینه که هر کس خودش انتخاب کنه که چی بخونه یا نخونه. اما خب گروهی هستند که این حق رو پایمال می‌کنن، و ما می‌خوایم این حق مهم رو داشته باشیم، و معلوم نیست اون گروه کِی به این نتیجه برسه که کاری که می‌کنه درست نیست. پس نیاز به یه راهکار برای مقابله با این پدیده داریم. به نظرم خوبه که با جنیش فرهنگ آزاد بیشتر آشنا بشیم و اهمیتش رو درک کنیم.

فرهنگ آزاد

اولین این که فرهنگ آزاد چی هست، فرهنگ آزاد یه جنبش اجتماعیه که هدفش آزادی نشر و ویرایش آثار خلاقانه در قالب محتوای آزاد با استفاده از اینترنت و بقیهٔ رسانه‌هاست (این تیکه رو از ویکی‌پدیا کپی کردم، واسه آشنایی بیشتر این صفحه رو بخونید). در واقع یه اثر وقتی یه اثر فرهنگی آزاد به حساب میاد که با مجوزی منتشر بشه که به افراد این آزادی رو بده که بتونن نشر بدن، کپی کنن و به اشتراک بذارن، و با قالبی منتشر بشه که برای افراد محدودیت ایجاد نکنه. در واقع هدف این جنبش مقابله با قوانین بیش از حد محدودکنندهٔ حق تکثیره، و برای این کار مجوزهای مختلفی به وجود اومده. سعی می‌کنم در مقالهٔ فرهنگ آزاد به صورت مفصل در موردش بنویسم.

وقتی که در مقابل گروهی که به شدت آثار فرهنگی رو کنترل می‌کنند، آثاری به صورت فرهنگ آزاد منتشر بشه، علاوه بر این که هر آن چیزی که رو که نویسنده، یا پدیدآورندهٔ اثر می‌خواد در اختیار مخاطب قرار میده، به مخاطب این آزادی رو میده که هر چقدر که می‌خواد اثر رو کپی کنه، و در اختیار بقیه قرار بده. یعنی یه جورایی مقابله با سیستمی میشه که میگه، فلان چیز بده و هیچ کس حق نداره بخونه. در واقع همهٔ هدف فرهنگ آزاد مقابله با نظارت و کنترل از بالا نیست، بلکه این جنبش اهداف خیلی گسترده‌تری داره که با کمی تحقیق و جست‌وجو میشه بهش رسید، در واقع هدف من از این مطلب بیان اینه که فرهنگ آزاد می‌تونه راهکاری برای مقابله با این کنترل و نظارت بی‌رحمانه باشه در مورد خود فرهنگ آزاد سعی می‌کنم در آینده بیشتر بنویسم.

راهکارها

اولین و مهم‌ترین کاری که میشه کرد توضیح دادن فرهنگ آزاد و بیان اهمیتشه، بعد از اون به نظرم داشتن یک سایت برای اشتراک‌‌گذاری آثار فرهنگی، با امکان دسته‌بندی و امتیاز دادن کاربرها و حمایت مالی از پدیدآورنده، بتونه خیلی به این قضیه کمک کنه. در این زمینه ایده‌های مختلفی رو میشه مطرح و پیاده‌سازیش کرد که به نظرم هر کسی ایده‌اش رو مطرح کنه و در موردش بنویسه.

حمایت مخاطب

چند خطی هم در مورد حمایت مخاطب از آثار فرهنگی بنویسم. کسی که اثرش رو به صورت فرهنگ آزاد در اختیار مخاطب قرار میده، به مخاطب احترام گذاشته و اگه اثرش برای مخاطب قابل توجه باشه، مخاطب به روش‌های مختلفی از پدیدآورنده حمایت می‌کنه. و تنها چیزی که باعث میشه پدیدآورنده به کارش ادامه بده، حمایت مخاطبه. چون اگه شما حمایت مخاطب رو داشته باشید، ولی سیستم نشر آثار یا نهادهای نظارتی نخوان کار شما منتشر بشه، کار شما منتشر نمیشه. ولی در آثار فرهنگی آزاد که این نهادها نیستند، عامل اصلی خود مخاطب و بالا بودن کیفت اثره.

سخن پایانی

در این مطلب به یکی از اثرات فرهنگ آزاد اشاره کردم، که خیلی هم کاربردیه. در مورد فرهنگ آزاد بسیار زیاد میشه نوشت، قصد من اینه که در حال حاضر مقاله‌ای در این مورد بنویسم و ارائه‌اش کنم و علاوه بر اون کتاب فرهنگ آزاد نوشتهٔ لارنس لسینگ هم هست. به نظرم ترجمهٔ این کتاب به فارسی هم یکی از کارهای مفیدی هست که میشه انجام داد. اکثر افراد آشنا با نرم‌افزار آزاد انواع و اقسام مجوزها رو می‌شناسن، به نظرم یکی دیگه از کارهایی که میشه کرد، آشناسازی افراد از همهٔ زمینه‌ها با مجوزهای آزاد هست. در نهایت خیلی خوشحال میشم که دوستان بیشتری در این زمینه با من همکاری کنن. اگه ایده‌ای هست مطرح کنید و ...

به امید گسترش جنبه‌های گوناگون آزادی در جامعه

ایده‌آل‌گرایی، آگاهی و آزادی

اگه با نگاه ایده‌آل‌گرایی به دنیا نگاه کنیم، ایده‌آل‌ترین حالت دنیا، وقتی هست که هیچ حکومت یا قانونی وجود نداشته باشه (یعنی هیچ چیزی افراد دنیا رو محدود نکنه) و علاوه بر این مردم بتونن به صورت مسالمت‌آمیز کنار هم زندگی کنن (یعنی افراد آزادی هم‌دیگه رو سلب نکنن). در حال حاضر این تعریف، تصویری از یک دنیای ایده‌آل هست که نمیشه همین الان بهش رسید. دلیلش اینه که رسیدن به این دنیای ایده‌آل دو تا پیش‌نیاز مهم داره:

۱- آگاهی بالای همهٔ افراد

۲- آزادی افراد

رسیدن به پیش‌نیاز اول یعنی آگاهی بالای همهٔ افراد، بسیار زمان‌بر هست. این که افراد بتونن بدون در نظر داشتن ملیت، عقاید مذهبی، تعصبات خاص و ... کنار هم زندگی کنن و از اون بالاتر بتونن با باورهای مختلف، در کاری با هدف مشترک، با هم مشارکت داشته باشن، و این نیازمند آگاهی بالای افراده. ( این نوع مشارکت در حال حاضر در گروه‌ها و پروژه‌هایی پیاده شده، به طور مثال تکمیل محتوای ویکی‌پدیا (دانشنامهٔ آزاد)

پیش‌نیاز دوم همون اقتدارگریزی (آنارشیسم) هست، به این صورت که هیچ نیروی مقتدری، افراد رو محدود یا کنترل نکنه.

میشه گفت دانش آزاد، در راستای ایده‌ای که در بالا بیانش کردم، قرار داره. به طوری که هدف دانش آزاد قرار گرفتن دانش، به صورت آزاد و بدون هیچ گونه محدودیتی در اختیار همهٔ افراده (افزایش آگاهی همهٔ افراد) و نوع همکاری در دانش آزاد بر مبنای مشارکت داوطلبانه است (آزادی افراد در مشارکت). در واقع با تعمیم دانش آزاد در تمام زمینه‌های زندگی انسان‌ها، در راستای رسیدن به این دنیای ایده‌آل حرکت می‌کنیم. دنیایی که هر کس در اون آزاد هست هر کاری انجام بده، اما با آگاهی، خرد و عقلانیت بالا. این انسان به دیگران آسیبی نمی‌رسونه. و روابط و همکاری انسان‌ها بر مبنای مشارکت داوطلبانه باشه. هر فردی با انجام ۴ کار می‌تونه در این مسیر حرکت کنه:

۱- مطالعه و کسب دانش (بالا رفتن آگاهی فردی)

۲- اشتراک گذاری دانش به صورت آزاد برای همهٔ انسان‌ها (بالا رفتن دانش و خرد جمعی)

۳- تلاش برای آزادی شخصی (در واقع همون اقتدارگریزی و تن ندادن به محدود شدن و مقابله با مواردی که برای شخص محدودیت ایجاد می‌کنن)

۴- تلاش برای آزادی سایر افراد (احترام به آزادی سایر افراد، دفاع از آزادی سایر افراد در مقابل مواردی که آزادی انسان‌ها رو سلب می‌کنن)

اقتدارگریزی فرهنگی و نقدی به شیوهٔ حکومت

مقدمه

میشه گفت این اولین مطلب من با زمینهٔ سیاسی هست. منظورم از اقتدارگریزی فرهنگی اینه که فردی که در جایگاه قدرت قرار گرفته، باورها، عقاید و سلایقش رو در موضوعات فرهنگی، هنری، اجتماعی، علمی و ... به افرادی که نسبت بهشون قدرت داره، تحمیل نکنه و تو ترویجشون اقتدار ایجاد نکنه. برای این نوع اقتدارگریزی هر چی گشتم عبارت بهتری از این پیدا نکردم، واسه همین از این عبارت تو این مطلب استفاده میشه.

در مورد اقتدارگریزی یا آنارشیسم کلی میشه مطلب نوشت و جنبه‌های مختلفش رو بررسی کرد. از جنبه‌های مختلف فلسفی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... میشه بهش نگاه کرد و در موردش مطالعه کرد. من می‌خوام تو این مطلب به ارتباط اقتدار و ترویج و تحمیل باورها بپردازم. به نظرم تحلیل این مورد برای «شناختن جنبه‌های فرهنگی مختلف که تو ایران و جاهای دیگه شاهدش هستیم» و «ارتباطش با دانش آزاد» مفیده.

توضیح

این اقتدارگریزی رو با یه فرض توضیح می‌دم، فرض کنید شما در جایگاهی قرار دارید که دارای قدرت هستید. در این وضعیت شما دو تا حالت براتون پیش میاد، این که از قدرت‌تون در راستای تحمیل باورها و علائق و سلایق‌تون به بقیه که نسبت به شما قدرت ندارند، استفاده کنید (یعنی یه جورایی اقتدار به خرج بدین) یا این که از این قدرت استفاده نکنید و به همهٔ افراد، اجازه بدین که باورها، علائق و سلایقشون رو بیان کنن. اگه دور و برتون رو نگاه کنید، می‌تونید بررسی کنید که افراد و گروه‌های مختلف کدوم راه رو انتخاب می‌کنن؟

یکی از مواردی که میشه در موردش صحبت کرد، حکومت ایرانه. افراد حکومت، نسبت به همهٔ افراد کشور قدرتمندتر هستند، و از این قدرت برای تحمیل هر چیزی که خودشون دوست دارن، به سایرین استفاده می‌کنن و میشه گفت اجازهٔ بیان چیزهایی رو که دوست ندارن به سایرین ندادن. این همون حق آزادی بیان هست که میشه در موردش مطالب خیلی زیادی نوشت. در نهایت این طرز برخورد، جَوی رو ایجاد کرده، که برخورد سلیقه‌ای رو از افراد غیرحکومتی هم می‌بینیم. خیلی از افراد فرهنگی، هنری رو دیدم که نسبت به همین برخورد سلیقه‌ای انتقاد داشتن. این اقتدار باعث میشه که هیچ وقت هیچ ایده‌ای به جز ایدهٔ افراد صاحب‌قدرت مطرح نشه یا در بهترین حالت به صورت محدود مطرح بشه و در نهایت منجر به عقب‌افتادن فرهنگی، هنری، علمی و ... میشه.

نمونه‌ای از رفتار حکومت، ترویج یک‌طرفه و در اصل تحمیل دین به افراد داخل این کشوره. این هم نوعی ایجاد اقتدار فرهنگی هست، شاید از دید خیلی از افراد دین و ترویجش کاری اخلاقی و خوب باشه، اما ایجاد این اقتدار درست نیست. در این مورد افراد اگه بخوان چیزی غیر از اون چیزی که حکومت می‌خواد، بگن، اول این که شانسی ندارن حرفشونو بزنن، چون این اقتدار جلوشون رو می‌گیره، (برای یه سری از رسانه‌‌ها از طرف حکومت مجوز داده نمیشه، و جاهایی مثل وب‌سایت‌ها هم فیلتر میشن) دوم این که این احتمال هم میره که حکومت در قبالشون برخورد جدی داشته باشه که این خودش باعث قوی‌تر شدن این اقتدار و ضعیف شدن بیان ایده‌های متفاوت در این زمینه توسط افراد جامعه میشه. در کل هم تحمیل دین توسط یه حکومت بده، و هم تحمیل بی‌دینی، چون هر دوی این موارد باعث ایجاد اقتدار میشن. این که افراد حکومت، پایبند به دین هستند به خودی خود بد نیست، این که این افراد اقتدار ایجاد کنن، باعث ایجاد مشکل تو جامعه میشه، و پویایی فرهنگی جامعه رو از بین می‌بره.

نمونهٔ دیگه‌ای از این اقتدار، نظارت بر نشر کتاب و سایر آثار فرهنگی تو ایرانه، مثلن من مواردی رو دیدم که تو یه سری کتاب شعر یه مصرع، یه بیت، چند بیت و ... رو حذف می‌کنن، یا این که اصلن کل کتاب رو چاپ نمی‌کنن و همین واژهٔ «مجاز» و «مجوز دادن» خودش نشونهٔ وجود اقتداره. مجاز نبودن چیزی نیست که برای افراد جامعه ضرر داشته باشه، یعنی چیزی که با دیدگاه افرادی که تو ارشاد هستن جور در نمیاد و میگن: جامعه هم حق نداره همچین چیزی رو بخونه.

نمونهٔ دیگه تو این زمینه فیلترینگ و سانسور اینترنته. برای توضیح این بخش سایت اشتراک تورنت پایریت‌بی رو مثال می‌زنم. سایت پایریت‌بی سایتی هست که افراد فایل‌های تورنت رو تو همهٔ زمینه‌ها با دیگران به اشتراک می‌ذارن. خب تو این سایت همه چیز پیدا میشه، و وقتی همه چیز پیدا بشه، احتمال این که از این همه چیز، چیزی باشه که یه فرد دوست نداشته باشه، یا با باورهاش در تضاد باشه خیلی بالا میره، و این خودش بهانه‌ای میشه که افراد اقتدارگرا که در جایگاه تصمیم‌گیری برای مردم نشستن این سایت و خیلی از سایت‌های دیگه رو مسدود کنن. یعنی یه سری آدمی که نسبت به باقی افراد قدرت دارند، جای افراد بالغ تصمیم می‌گیرند. در صورتی که درستش اینه که هر فرد بالغی برای خودش تصمیم بگیره و برای افراد نابالغ سرپرست‌های بالغشون تصمیم بگیرند. دسترسی به سایت‌های مسدود شاید با دور زدن این محدودیت‌ها اتفاق بیفته، اما هنوز افرادی هستند که بالا نشستن و می‌خوان از قدرتشون در راستای این که ما چی ببینیم، چی بشنویم و چی بخونیم استفاده کنن.

این نکته رو هم باید در نظر داشت که برخورد سلیقه‌ای ممکنه برای تک‌تک آدم‌ها اتفاق بیفته. به طور مثال وقتی یه فرد برگزارکنندهٔ یه کنفراس هست، برای انتخاب موضوعاتش نگاه سلیقه‌ای داشته باشه. بر فرض کنفرانسی حول محور نرم‌افزار آزاد هست، و فرد برگزارکننده به مباحث امنیت نرم‌افزار علاقه نداره، درست نیست که این سلیقه‌اش رو تو انتخاب موضوعات قابل ارائه وارد کنه و موضوعات امنیتی خوب رو حذف کنه. اگه بهتر نگاه کنیم اقتداری که در مورد حکومت هم در موردش صحبت کردم، یه نگاه کاملن سلیقه‌ای هست.

ارتباط با دانش آزاد

مثال حکومت برای این بود که هم یه نقدی مستدل به این شیوهٔ حکومت داشته باشم و هم به صورت عینی بگم که هر فرد، درستش اینه که وظیفه‌اش رو در جایگاه خودش به درستی انجام بده و از قدرتش برای مقابله دیگران، استفاده نکنه.

منظور از دانش آزاد آثاری در مورد دانش هست که به صورت آزاد (آزادی برای استفاده، تغییر و عرضهٔ مجدد) عرضه میشن، و افراد در گسترش این آثار می‌تونن آزادانه مشارکت داشته باشن یا این که به صورت مستقل گسترشش بدن. در اولین مطلب این وبلاگ سوالی که مطرح کردم این بود که آیا برای گسترش آزادی، افراد حاضر هستن به پروژه‌های دانش آزادی که بهشون علاقه ندارن کمک کنن؟ خب برخورد سلیقه‌ای و ایجاد اقتدار هم بررسی شد؛ نکتهٔ‌قابل توجه اینه که کسی که در زمینهٔ دانش آزاد فعاله، این نگاه سلیقه‌ای رو نداره، و نسبت به موردی که بهش علاقه نداره موضع نمی‌گیره، و اگه در جایگاه قدرت باشه، باهاش مقابله نمی‌کنه و حتا این امکان هست که برای گسترش آزادی به پروژه‌ای که بهش علاقه نداره کمک هم کنه. (البته این نکته رو هم در نظر داشته باشیم که هر فرد با هر عقیده‌ای و هر طرز نگرشی نسبت به دانش آزاد، این آزادی رو داره که به هر پروژه‌ای که دلش می‌خواد کمک کنه، من این ویژگی رو واسه فردی گفتم که فعال و ترویج‌دهندهٔ دانش آزاد هست.)

نمونه‌اش افرادی هستند که ویکی‌پدیا رو راه انداختند و می گردونند، اون‌ها کاری به این ندارند که مطلبی که من تو ویکی‌پدیا می‌نویسم چقدر با باورها و علائق و سلایقشون هم‌خونی داره. هدفشون اینه که دانش‌‌نامه‌ای آزاد در اختیار همهٔ افراد باشه و به همهٔ افراد اجازهٔ ویرایش میدن.

در قسمت مربوط به حکومت مثالی در مورد پایریت‌بی زدم، این طرز رفتار غیرمقتدارنه تو پایریت‌بی هم پیاده شده. مسلمن تورنتی در پایریت‌بی پیدا میشه که با باورها، علائق و سلائق هر فرد سازگار نباشه (چون تورنت هر چیزی اونجا پیدا میشه، از موسیقی درب‌وداغون گرفته تا موسیقی خوب و عالی و انواع و اقسام فیلم سریال و پورنوگرافی و نرم‌افزار آزاد و غیرآزاد و کرک‌شده و انواع کتاب و ...) و این در مورد ایجادکنندگان سایت هم صادقه، اما اون فرد برعکس طرز فکر اقتدارگرایانه، نمیاد بگه هر چی که من علاقه دارم، تو این سایت باشه و هر چی علاقه ندارم، چون من مدیر اینجا هستم، حذفش می‌کنم.

در واقع دانش آزاد، بر اساس همین اقتدارگریزی هست. هر حرکتی در زمینهٔ دانش آزاد انجام میشه ممکنه منجر به ترویج چیزی بشه که یه فرد باهاش مشکل داشته باشه یا از اون زمینه بدش بیاد یا این که به نظرش اون حرکت مضر باشه. ولی از طرف افرادی که دانش آزاد رو قبول دارند، هیچ مقابله‌ای صورت نمی‌گیره، چون هدف در دانش آزاد گسترش بدون مرز دانش به صورت آزادانه هست.

فردگرایی و دانش آزاد

دیدگاه غلطی رو نسبت به فردگرایی و نرم‌افزار آزاد دیدم، به این صورت که بعضی از افراد، نرم‌افزار آزاد رو مخالف فردگرایی می‌دونن. در صورتی که این دیدگاه درست نیست؛ چرا که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های نرم‌افزار آزاد، فردگرایی هست. در جامعهٔ نرم‌افزار آزاد قرار نیست افراد برای جامعه، نرم‌افزار بنویسن؛ بلکه قراره برای نیاز فردی خودشون نرم‌افزار بنویسن و وقتی برای نیاز خودشون نرم‌افزار نوشتن به صورت آزاد منتشرش کنن، و روش بهتر این که، پروژه رو از همون اول به صورت آزاد ببرن جلو. آزادی صفر و یک نرم‌افزار آزاد هم آزادی‌های کاملاً فردی هستن (آزادی صفر: به هر منظور که می‌خوای استفاده کن، آزادی یک: هر جوری که می‌خوای تغییرش بده) و آزادی دو در مورد کپی کردن نرم‌افزاره و آزادی سه هم میگه حالا که بر اساس نیاز فردی تو نرم‌افزار تغییرات اعمال کردی، اونا رو به صورت آزاد منتشر کن. (این نکته رو هم در نظر داشته باشیم که یه نرم‌افزار می‌تونه نیاز یه فرد یا نیاز مجموعه‌ای از افراد باشه، اما هیچ وقت نمی‌تونیم بگیم که این نرم‌افزار نیاز همهٔ افراد جامعه است؛ و منظور من از فردگرایی به طور مشخص خواستهٔ یک فرد نیست، بلکه می‌تونه خواستهٔ یک گروه از افراد هم باشه. همچینین فردگرایی با تک‌روی تفاوت داره)

نکته‌ای که لازمه همیشه در نظر داشته باشیم اینه که ما -فعالین نرم‌افزار آزاد- قرار نیست برای جامعه کار کنیم. قراره تنها برای خودمون کار کنیم وفقط انحصار رو کنار بگذاریم و دیگران رو هم از دانشمون بهره‌مند کنیم. به طور دقیق‌تر ما برای خودمون و به نفع خودمون و جامعه کار می‌کنیم. یعنی کاری که ما برای خودمون انجام می‌دیم، علاوه بر خودمون به جامعه هم نفع می‌رسونه.

این نکته در مورد همه فعالیت‌های آزاد از جمله انتشار محتوای آزاد، فرهنگ و هنر آزاد و به صورت کلی تر دانش آزاد هم درسته. من اگه مقاله یا راهنمایی می‌نویسم اول برای نیاز خودم می‌نویسم. چرا که من یه مطلبی رو می دونم و می خوام ثبتش کنم. وقتی که نوشتم اونو به صورت محتوای آزاد منتشر می‌کنم، تا دیگران هم استفاده کنن، نقدش کنن و بهترش کنن که با این کار سودش به خود من برمی‌گرده. همون طوری که برای نرم‌افزار هم افراد میان و نرم‌افزار آزاد رو توسعه می‌دن، باگ‌هاش رو گزارش می‌کنن و در نهایت باعث پیشرفت نرم‌افزار می‌شن؛ و هر چقدر افرادی که این جوری عمل می‌کنن بیشتر باشن، سود بیشتری نصیب جامعه میشه. میشه گفت دانش آزاد روشیه که با تکیه بر فردگرایی، و بر اساس مشارکت‌های داوطلبانهٔ افراد، می‌تونه که به جامعه و همهٔ آدم‌ها منفعت برسونه.

پیشنهاد دانش آزاد، اینه که تنها برای خودتون به صورت آزاد کار کنید، تا علاوه بر خودتون جامعه هم از دانشی که دارید بهره‌مند بشه.

آزاد باشید!

سنگ بزرگ

ضرب‌المثلی هست که میگه :«سنگ بزرگ علامت نزدنه» یعنی وقتی یه ایدهٔ خیلی بزرگ مطرح بشه، همه میگن این ایده عملی نیست، و اگه می‌خواستی کاری انجام بدی، ایدهٔ کوچک‌تری مطرح می‌کردی. در مطلب قبلی در مورد ایده‌آل‌گرایی و دانش آزاد نوشتم، و بیان کردم که این یه ایده‌آل‌گرایی بزرگه و خیلی‌ها راحت باهاش کنار نمیان. حالا می‌خوام قسمتی از این قضیه رو شرح بدم. خیلی از افراد میگن به جای فعالیت در زمینهٔ گسترش دانش آزاد (پیدا کردن راهکارهای لازم، حمایت از فعالیت‌های دانش آزاد، رفع نیازهای جامعه و ...)، کاری رو که می‌تونیم، انجام بدیم و زیاد دنبال مواردی که تو پرانتز نوشتم نباشیم. چون اون موارد خیلی سطح بالاست و نمیشه بهش رسید. بهتره یه کار کوچیک، در حد توانایی‌مون انجام بدیم. من هم با این که هر کسی کاری در حد تواناییش انجام بده موافقم (سنگ بزرگ برنداریم.) اما فعالیت‌ در زمینهٔ گسترش دانش آزاد اون سنگ بزرگی نیست که خیلی‌ها تصور می‌کنن. در پاراگراف بعدی با یک مثال توضیح می‌دم.

اهرام ثلاثهٔ مصر رو در نظر بگیرید، به نظرتون آیا ساختن این اهرام می‌تونه کار یک نفر باشه؟ قطعن نه! درست کردن یه هرم بزرگ مشابه اهرام مصر برای یک نفر سنگ بزرگه، اما برای جمعی از آدم‌ها سنگ بزرگ نیست. همون‌طوری که این اهرام توسط عدهٔ زیادی ساخته شده. حرکت در زمینهٔ دانش آزاد هم به اندازهٔ ساختن یک هرم مشابه اهرام مصر بزرگه. با این تفاوت که اهرام مصر با زور یه سری حاکم، ساخته شد، اما حرکت در زمینهٔ دانش آزاد بدون زور و اجبار و تنها با مشارکت داوطلبانهٔ افراد صورت می‌گیره. در دانش آزاد قراره یه بنای رفیع ساخته بشه، اما نه برای یک عده خاص، بلکه برای بالا رفتن خود سازنده‌های بنا در کنار همهٔ افراد دنیا. و این یه ایده‌آل‌گراییِ خیلی بزرگه، اما اون سنگ بزرگی نیست که علامت نزدنه، وقتی یه نفر قرار باشه این سنگ رو بزنه، نمی‌تونه و بعد از کلی تلاش دلسرد میشه، تنها لازمهٔ رسیدن به این هدف، مشارکت افرادیه که به جز خودشون به جامعه‌شون هم اهمیت میدن. همون‌طوری که این ایده‌آل‌گرایی در زمینهٔ دانش نرم‌افزار به وقوع پیوست، تصور کنید بعد از ۳۰ سال از جنبش نرم‌افزار آزاد، علاوه بر کلی سیستم‌عامل‌ آزاد، کلی نرم‌افزار آزاد با کیفیتی فوق‌العاده در اختیار جامعه قرار گرفته، طوری که نیازهای اولیهٔ یه کاربر عادی رو به راحتی پوشش میده. علت رسیدن نرم‌افزار آزاد (یکی از زمینه‌های دانش) به این جایگاه همین مشارکت و پافشاری افرادی بود که براشون آزادی نرم‌افزار مهم بود و این ایده‌آل‌گرایی رو عملی کرد. همون‌طور که اولین نفری که ایدهٔ نرم افزار آزاد رو مطرح و پیاده کرد -ریچارد استالمن- یه مقاله نوشته تحت عنوان کپی‌لفت: آرمان‌گرایی عمل‌گرایانه، و تنها بعد آزادی کپی کردن نرم‌افزار رو بررسی کرده، در قسمت آخر این مقاله یه جملهٔ خیلی موثر نوشته:

«اگر واقع‌بین باشیم، اندیشیدن دربارهٔ اهدافِ بزرگترِ طولانی مدت، ارادهٔ شما را برای مقاومت در برابر این فشار تقویت می‌کند. اگر ذهن خود را بر روی آزادی و جامعه‌ای که می‌توانید با محکم ایستادن بسازید، متمرکز کنید، قدرت انجام این کار را خواهید یافت. ”به خاطر چیزی ایستادگی کنید، در غیر اینصورت به خاطر هیچ سقوط می‌کنید.“

و اگر بدبین‌ها آزادی را به تمسخر می‌گیرند، جامعه را به تمسخر می‌گیرند…”اگر واقع‌بینان متعصب“ می‌گویند که سود، تنها آرمان است…آنها را ندیده بگیرید، و در تمام مدت از کپی‌لفت استفاده کنید.»

درسته برای رسیدن به این هدف بزرگ به ارادهٔ قوی افرادی از جامعه نیازه.

هدف نهایی اینه که همهٔ زمینه‌های دانش به صورت آزاد و بدون هیچ محدودیتی در اختیار همهٔ افراد قرار بگیره، همهٔ افراد بتونن به صورت آزاد و داوطلبانه در گسترش دانش مشارکت داشته باشن. همون‌طوری که نرم‌افزار آزاد به این جایگاه رسیده، این ایده در سایر زمینه‌های دانش نیز پیاده بشه. صحبت من اینه که این هدف بزرگ رو برای خودمون در نظر بگیریم و برای رسیدن به این هدف همه با هم تلاش کنیم. تنها کافیه که فعالیت کوچیکی که انجام می‌دیم در راستای این هدف بزرگ باشه، و در برداشتن این سنگ در حد توانمون مشارکت کنیم. و به جامعه و افراد جامعه برای درک این موضوع کمک کنیم.

در مطالب بعدی ابعاد دیگری از این قضیه رو بررسی می‌کنم

دردسر ایده‌آل‌گرایی

تو این دو سه روز اخیر بحث خیلی خوبی در لیست پستی بنیاد دانش آزاد شروع شده. عنوان بحث اینه آیا دانش باید آزاد باشد؟ پیشنهاد می‌کنم اگه دنبال یه همچین چالشی هستید این بحث رو بخونید و در صورت تمایل در این بحث مشارکت داشته باشید.

تو این پست نمی‌خوام دربارهٔ این بحث صحبت کنم، چون بهترین جا برای صحبت در این مورد همون لیست پستی بنیاد دانش آزاد هست. تو این پست می‌خوام یه نگاهی به حاشیهٔ این بحث داشته باشم.

اول یه تشکری می‌کنم از همهٔ مشارکت‌کنندگان این بحث.

منظورم از حاشیه‌ٔ این بحث، نگاه‌های متفاوتی هست که به این مبحث و مباحث این چنینی در زمینهٔ دانش آزاد میشه. به طور مثال یه دیدگاهی هست که این تیپ بحث‌ها رو مفید نمی‌دونه. یه دیدگاهی هم هست که هدفش تخریب این تیپ بحث‌ها و دلسرد کردن مباحثه‌کنندگانه (با توهین، شوخی، تمسخر، صحبت‌های غیرمرتبط و ...). یه دیدگاه دیگه‌ای هم هست که درک درستی از دانش آزاد نداره. و به نظر من علت دو دیدگاه قبلی هم همینه. یعنی نداشتن درک درست نسبت به دانش آزاد. و انسان‌ها دشمن چیزی هستن که نمی‌دونن. (یا نسبت به چیزی که نمی‌دونن بدبین میشن)

دانش آزاد، ایده‌آل‌گراییه، و اکثر افراد درک درستی از ایده‌آل‌گرایی ندارن، نقل قول :‌«امروزه هر شخصی که ایده‌آل‌گرایی را تشویق کند با مانع بزرگی مواجه خواهد شد: ایدئولوژی پذیرفته‌شده مردم را متقاعد کرده است که ایده‌آل‌گرایی را به خاطر ”غیر عملی بودن“ نپذیرند.» -ریچارد استالمن- مقالهٔ چرا گنو/لینوکس؟

هدف دانش آزاد اینه که تمام محدودیت‌های دسترسی به دانش برداشته بشه و همهٔ افراد دنیا بتونن به هر دانشی که می‌خوان دست پیدا کنن و از اون مهم‌تر بتونن در تولید اون دانش مشارکت کنن. و این هدف خیلی بزرگیه و یه شبه به دست نمیاد، بلکه با استمرار و تلاش افراد فعال در زمینهٔ دانش آزاد می‌تونیم به این هدف برسیم.

این یک ایده‌آل‌گرایی بزرگه و دردسرش برای افرادی که این هدف رو دنبال می‌کنن اینه که بیشتر افراد درک درستی نسبت به این ایده‌آل و این طرز فکر نمی‌تونن داشته باشن (حداقل تا اون روز که به صورت کامل، در همهٔ زمینه‌ها عملی بشه، البته در زمینهٔ نرم‌افزار آزاد عملی شده) . و صحبت‌ها و کنایه‌های این افراد امکان داره موجب این بشه که خیلی‌ها نتونن حرفشون و ایده‌شون رو مطرح کنن. (رو من یکی که اثر نداری :دی)

اگه شما هم دانش آزاد رو پذیرفتین و هدفتون، هدف دانش آزاده، تنها نیستین، یه انسان ایده‌آل‌گرا اینجا هست که با هیچ صحبت و کنایه‌ای کنار نمی‌کشه، و سعی می‌کنه برخورد دوستانه‌ای با همهٔ آدم‌های دور و برش داشته باشه

پ ن: اگه کسی هم می‌خواد با دانش آزاد آشنا بشه، پیشنهاد می‌کنم ویکی بنیاد دانش آزاد رو مطالعه کنه، و اگه سوال یا نقدی داره به لیست پستی بنیاد دانش آزاد ایمیل بزنه. از خود من هم می‌تونه سوال کنه: راه ارتباط با من

چیزی که من از دانش آزاد می‌خوام

مقدمهٔ یک

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست (سعدی)

خیلی خوب می‌شد که آدم یه دوستی داشت که هیچ نقطهٔ مشترکی با اون فرد نداشت. به طور مثال، افرادی که من باهاشون در ارتباط هستم، افرادی هستن که باهاشون یه نقطهٔ مشترکی دارم، مثلن یا هم‌دانشگاهی هستیم، یا همکار هستیم، یا در زمینهٔ نرم‌افزار آزاد هم‌عقیده هستیم و ... . و این چیز بدی نیست، و از نظر من یک اتفاق طبیعیه، انواع اقسام این ارتباط‌ها رو در پایین می‌نویسم:

  • ارتباط داشتن آدم‌ها به خاطر پول (تا پول داری رفیقتم)
  • ارتباط آدم‌ها از روی اجبار (مثل سربازی، مدرسه، دانشگاه و ...)
  • ارتباط داشتن از روی نیاز (مثل شغل)
  • ارتباط داشتن به علت علایق مشترک (مثل شعر، سینما، ورزش و ...)
  • ارتباط خویشاوندی
  • ارتباط داشتن به خاطر رفع نیاز جنسی
  • و ...

اما آیا شده که بدون هیچ گونه پیش‌زمینه‌ای، بدون هیچ نقطهٔ مشترکی با هم دوست باشیم. آیا شده به خاطر دوست داشتن با هم دوست باشیم؟ آیا حاضر هستیم اینو قبول کنیم؟

این رو به عنوان مقدمهٔ یک در نظر داشته باشید.

مقدمهٔ دو

صحبتی که با یکی از دوستام داشتم این بود آیا افراد حاضر می‌شن برای دفاع از آزادی همهٔ افراد دنیا، و رفع نیاز بقیه، به پروژه‌هایی که بهشون علاقه ندارن به صورت آزاد کمک کنن. یعنی به طور مثال یک فرد مسلمون با عقاید مذهبی حاضر بشه برای رفع نیاز افراد غیرمذهبی، به روش آزاد بهشون کمک کنه. (به عنوان نمونه، یک مسلمون برای راه‌اندازی یک پورتال آزاد برای افراد آتئیست بهشون کمک کنه و یا یک فرد آتئیست به یک نرم‌افزار آزاد اسلامی کمک کنه) این همون دوستی و ارتباط آزاد و دوستانه بین انسان‌هاست. برای تامین آزادی همهٔ انسان‌ها به پروژه‌های افرادی که باهاشون هم‌عقیده نیستیم کمک کنیم. چه خوب میشه که همهٔ انسان‌ها (نه فقط یک نفر) رو به خاطر دوست داشتن، دوست داشته باشیم. ای کاش یه همچین ارتباطی بین آدم‌ها پیدا بشه. و آزادی همهٔ عقاید تامین بشه.

نکته: پروژه‌های آزاد برای رفع نیاز شکل می‌گیرن. و از دید من در حال حاضر افراد دنیا به آزادی، بیشتر از هر چیز دیگه‌ای نیاز دارن.

صحبت اصلی

روی این دوتا مقدمه میشه یه تعریفی از دانش آزاد ارائه داد، یعنی آزادی انسان‌ها و کمک به همدیگه برای داشتن آزادی، رفع نیاز همهٔ افراد با هر اعتقادی و در نهایت رسیدن به سعادت و کامیابی و برداشته شدن همهٔ محدودیت‌ها.

چیزی که من از دانش آزاد می‌خوام اینه، و براش تلاش می‌کنم.

تست

سلام دنیا